بسمه تعالي
1-من دوست دارم همسرم با خدا باشه(نه اينکه هرروز نماز بخونه)...هيچوقت خدا رو از جلو چشمش و واسه کاراش نزاره کنار
2-من دوست دارم که همسرم با من صادق باشه.هميشه همه چيزو بهم بگه و چيزي رو ازم مخفي نکنه(حتي اگه بهم خيانت کنه و بهم بگه و بگه که پشيمونه مي بخشمش)
3-من حسودم...وقتي مي بينم که با کسي داره صحبت مي کنه و قبلش راجبش به من چيزي نگفته حسوديم ميشه(حتي از اينم بيشتر...حسوديمو که خودت ميدوني چقدره...حتي دوست ندارم به همسرم تنه بزنن يا بهش نگاه چپ کنن)
4-من دوست دارم..همسرم به خودش برسه(چه از لحاظ ورزشي چه لباسي چه سلامتي(اللخصوص سلامتي))دوست دارم که هميشه به فکر خودش باشه که مريض نشه...و اگه کوچکترين کسالتي داره بهم بگه که بتونم هر کاري تونستم براش بکنم
5-من دوست دارم که هر روز يه همسرم بگم دوسش دارم و اگه يه روز نگفتم ناراحت بشه و بگه چرا نمي گي...
6-من دوست دارم همسرن هر چي که ميخواد رو به من بگه وتا جايي که بتونم خواسته اش رو بر اورده کنم....هر چي غير منطقي هم باشه بگه...که اگه نتونم بهش توضيح بدم
7- من تو زندگي يه فرزند ميخوام نه بيشتر(حالا چه پسر چه دختر).... و در مورد روابط زناشويي به نظرم بعد ازدواج حتما بايد باشه(نه قبلش)...و همينطور هم هر موقعي که طرفين راضي باشن راحت بهم بگن واگه يه طرف راضي نبود اصرار نکنن(تا ميتونن همو درک کنن)
8-من دوست دارم هر روز همسرمو ببوسم واگه يه روز اينکارو نکردم ناراحت بشه
9-من دوست دارم که همسرم هم فکر و پشتيبان من باشه،تو کارام که همه رو بهش ميگم بهم مشورت بده،ازم انتقاد کنه وراهنماييم کنه واگه يه روزي ناراحتم مثل روزي که اون ناراحته پشتيبان هم باشيم
10-من دوست دارم خانواده همسرم رو مثل خانواده خودم بدونم ودوست دارم اونم همينطور باشه واگه يهروز چيزي از خانواده من ديد که ناراحتش کرد بياد همون شبش(تو موقعيت مناسب که خودمون تنها باشيم) ،بهم بگه که موضوع رو با هم حلش کنيم
11-من دوست دارم که همسرم دوستاني که انتخاب مي کنه رو بهم معرفي کنه و منم همين کارو ميکنم و دوست دارم که با هم راجب صلاحيت دوستيشون با همسرم تحقيق کنيم(همينطور که راجب خودم هست)
12-من دوست دارم اگه همسرم ازم ناراحت شد همون موقع يا موقع مناسب تو همون روز بهم بگه
12+1-من دوست دارم در مورد تربيت فرزندمون(اگه فرزندي بود)با هم همفکري کنيم و از اول روي ادبش کار کنيم به طريق علمي(حتي با کمک روانشناس) و دوست دارم فرزندمون خيلي خوب زبان و موسيقي رو ياد بگيره(و هيچوقت مانع علاقه فرزندم نميشم اگه به رشته اي علاقه مند بود مگه اينکه براش احساس خطر کنم)
14-اصلا دوست ندارم که بفهمم يه روز به من دروغ گفته و اگه دروغ گفت خودش راستشو بهم بگه قبل از اينکه خودم بفهمم
15-من دوست دارم همسرم آزاد باشه(مي دونم حسودم)اما مخالف کار کردن ولباس پوشيدن به نحوي که ميخواد نيستم(هر چي هم شيک تر بپوشه بيشتر بهش افتخار مي کنم) فقط شرايط محل زندگي و کا رو درک کنه و جنبه آدماشو
16-من دوست دارم که همسرم هم به من بگه دوست دارم(هر روز که چه بهتر)ولي حداقل هفته اي يه بارو بهم بگه
17-من دوست دارم بهم احترام بزاريم و آبروي همو جلوي بقيه نبريم
18-من انسانم ،جايز الخطا اگه خطا کردم و خودم متوجه نشدم بهم بگه تا خودمو اصلاح کنم و هميشه اون خطارو يادم نياره،اگه خودمو اصلاح کنم منو ببخشه(تو زندگي بعد از صداقت به نظرم گذشت بهترين چيزه و بهتره هر دو نفر نسبت به هم گذشت کنن)
19-دوست دارم در دارايي و نداريم باهام شريک باشه و هيچوقت اجازه نده حتي اگه دارم گمراه ميشم نون حروم رو سفره ما باشه
20-دوست دارم همسرم بخشنده باشه در صورتي که کسي واقعا محتاج کمک بود اجازه بده بهش کمک کنم واگه نخواستم حرفمو يادم بياره و بگه بايد کمک کني ميلاد
21-دوست دارم و بيشتر از همه چيز دوست دارم که همسرم دوستم داشته باشه واگه يه روز اين احساس رو نسبت به من نداشت يا احساس کرد که کم شده بهم بگه که باهم درستش کنيم
22-برام مهم نيست خونه ما کجاي دنيا باشه 50 متري باشه يا 20000 متري وبلا باشه يا آپارتمان،اجاره اي باشه يا 10 تا خونه داشته باشيم مهم اينه که همسرم با من تو اون شرايط احساس راحتي کنه و بگه از چيزي که داريم راضيه...و اگه راضي نيست بهم بگه و با هم براش يه راه حل پيدا کنيم
23-دعوا رو اصلا دوست ندارم،اگه از هم رنجيديم داد کشيدنم دوست ندارم(چه برسه به کتک کاري خدا به دور)...فقط دوست دارم اگه يه روز رنجيديم بشينيم با هم رو در رو صحبت کنيم و اشتباهاتمونو قبول کنيم رفعشون کنيم و همو سريع ببخشيم
24-دوست دارم که همسر من به من اعتماد داشته باشه و گه چيزي اعتمادشو خدشه دار کرد اولين نفر به خودم بگه که سريهع موضوع رو حل کنيم
25-دوست دارم همسرم بتونه به من تکيه کنه و من تکيه گه خوبي براش باشم و اگه يه روز نتونست سريع به من بگه تا رفتارمو درست کنم
حرف آخر---همه اين دوست دارم ها-بايد براي يه زندگي خوب باشه و هنجار بشه...و تبديل به خواسته دوطرفه بشه(همسرم هم اينا رو از من بخواد)...عقيده من راجب زندگي آينده خودم اينه،شايد خيلي ايده آل باشه شايد خيلي ناقص،اما اين خواسته هاييه که از همسرمتا جايي که به عقل ناقصم ميرسه دارم(اگه موردي بود بعدا ميتونيم به پايه همينا حلش کنيم)
نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 14:22 توسط خفاش قرمز
|

